یه شوهر دارم ...
نصفه شب از سر کار اومده.تا اذان صبح تو گوشیش بوده و بازی میکنه.برای نماز پامیشم.نمازمونو که میخونیم ، همسری بازم میره توی گوشیش (امان از کلش)... منم از فرصت استفاده میکنم و براش ترجمه ی قرآن رو میخونم...
برچسب: نوزده هزار لغت بهایی,نوزده سرباز,نوزده سرباز وطن,نوزدهمین کنفرانس شیمی فیزیک,نوزده سرباز ایرانی,نوزده سرباز کشته شده,نوزدهم رمضان,نوزده سرباز شهید,نوزدهمین نمایشگاه نفت گاز پتروشیمی,نوزدهمین نمایشگاه الکامپ,
نویسنده: مریم جعفری