یه شوهر دارم ...
از سرکار میاد دنبالم. اخماش توهم هست و کلا اعصاب مصاب نداره...
میشینم تو ماشین و بابت کاری که عصرش برام کرده ازش تشکر میکنم و سکوت اختیار میکنم.
همسر شروع میکنه به گیر دادن.هیچی نمیگم.تو ماشین یذره قلقلکش میدم ، بازم غر میزنه...
بعد من دیگه حرصم در میاد.منم شروع میکنم غر غر کردن که چرا بی منطق داری حرف میزنی؟!
میگه لااقل میخاستی ی تشکر بکنی که من امروز یک ساعت معطل شدم برای کار تو!!!!!!
میفهمم ای داد بیداد! انقدررررر عصبانیه که اصلا صدای منونشنیده!
بعد میایم خونه.غذاشو گرم میکنم.میاد بغ.لم میکنه و میگه من از سرکار عصبانیم ! تو جوش نیار.تو آروم باش که منم آروم بشم و عصبانیتم فروکش کنه...
پ.ن: باید درجه ی صبر و تحملم رو بالا ببرم!
برچسب: هفده شهریور,هفدهمین کنگره میکروب شناسی,هفده,هفدهمین کنگره دانشجویان علوم پزشکی,هفدهمین کنفرانس آموزش فیزیک,هفدهمین جشنواره تئاتر دانشگاهی,هفدهمین ازدواج دانشجویی,هفده ربیع الاول,هفدهم ربیع الاول,هفدهمین کنفرانس شیمی فیزیک,
نویسنده: مریم جعفری