یه شوهر دارم ...
شب ساعت 12 اومده خونه.از اونجایی که ماشین لباسشویی خرابه و کسی وقت نکرده بره تعمیرکار بیاره، سری قبل من لباسا رو شستم با دست.و این سری همسر جان تقبل کردن.و اون موقع شب لباسا رو شستن و انداختن خشک بشه.
منم وقتی اومد کنارم رو تخت ، از عطر دل انگیز تاید بیدار شدم!!!! :))))
برچسب: شش,ششبرك,ششش,شششش,شش ضلعی,شش کلمه,شش پیر,شش سیگما,شش ابر قهرمان,شش کروموزومی,
نویسنده: مریم جعفری