خرید بک لینک

امان از لحظه ای غفلت...

شمر مسلمون خوبی بود، یه لحظه غافل شد!

معاویه خیلی بندگی میکرد و خداشناس بود ، یه لحظه عافل شد...

یزید...

زن امام حسن...

و و و ...

اینا همشون نماز شب خون بودن.کلی خداپرست بودن و بنده ی مخلص...

یه لحظه غافل شدند و شیطون لعین ترتیبشونو داد...

خدایا حتی به اندازه ی چشم بر هم زدنی ما رو به خودمون واگذار نکن که ما از شمر و یزید و حرمله بدتر میشیم!

خدایا شکرت که هستی.که نمیذاری سقوط کنم.

حسین بن علی جان ، ممنونم که هواستون بهم هست

برچسب: بیست و سه سال علی دشتی,بیست وسه سال pdf,بیست و سه سال علی دشتی دانلود,بیست و سه نفر,بيست و سه سال,بیست و سه هفتگی بارداری,بيست وسه سال علي دشتي,بیست و سه هفتگی جنین,بیست و سه,بیست وسه سال دشتی, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 3:41

یه شوهر دارم ... از سرکار میاد دنبالم. اخماش توهم هست و کلا اعصاب مصاب نداره... میشینم تو ماشین و بابت کاری که عصرش برام کرده ازش تشکر میکنم و سکوت اختیار میکنم. همسر شروع میکنه به گیر دادن.هیچی نمیگم.تو ماشین یذره قلقلکش میدم ، بازم غر میزنه... بعد من دیگه حرصم در میاد.منم شروع میکنم غر غر کردن که چرا بی منطق داری حرف میزنی؟! میگه لااقل میخاستی ی تشکر بکنی که من امروز یک ساعت معطل شدم برای کار تو!!!!!! میفهمم ای داد بیداد! انقدررررر عصبانیه که اصلا صدای منونشنیده! بعد میایم خونه.غذاشو گرم میکنم.میاد بغ.لم میکنه و میگه من از سرکار عصبانیم ! تو جوش نیار.تو آروم باادامه مطلب

برچسب: هفده شهریور,هفدهمین کنگره میکروب شناسی,هفده,هفدهمین کنگره دانشجویان علوم پزشکی,هفدهمین کنفرانس آموزش فیزیک,هفدهمین جشنواره تئاتر دانشگاهی,هفدهمین ازدواج دانشجویی,هفده ربیع الاول,هفدهم ربیع الاول,هفدهمین کنفرانس شیمی فیزیک, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 10:05

یه شوهر دارم ...

شبای اول دهه ی محرم میگه میخوام برم امشب خونه ی دوستم.میگم برو.خوش بگذره.

بعد میره و برمیگرده میگه دیدم محرمه.اونجام بچه ها ورق بازی میکنن، گفتم نرم که منم محرمی مشغول بازی بشم!



پ.ن : عاشقتم همسری که رعایت میکنی

برچسب: هجده تیر,هجدهمین جشن خانه سینما,هجدهمین جشن سینمای ایران,هجده تیر بی سرانجامی,هفده شهریور,هجدهم برومر لوئي بناپارت,هفدهمین کنگره میکروب شناسی,هجده,هجدهمین همایش صنایع دریایی,هفده, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 10:05

یه شوهر دارم ...

نصفه شب از سر کار اومده.تا اذان صبح تو گوشیش بوده و بازی میکنه.برای نماز پامیشم.نمازمونو که میخونیم ، همسری بازم میره توی گوشیش (امان از کلش)... منم از فرصت استفاده میکنم و براش ترجمه ی قرآن رو میخونم...

برچسب: نوزده هزار لغت بهایی,نوزده سرباز,نوزده سرباز وطن,نوزدهمین کنفرانس شیمی فیزیک,نوزده سرباز ایرانی,نوزده سرباز کشته شده,نوزدهم رمضان,نوزده سرباز شهید,نوزدهمین نمایشگاه نفت گاز پتروشیمی,نوزدهمین نمایشگاه الکامپ, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 10:05

یه شوهر دارم ...

شبها هرموقع حوصله داشته باشه ، هزار و یک شب میخونیم باهم.

کلا از این پروسه ی باهم کتاب خوندن خییییییییییلی زیاد خوشم میاد.اصلا عجیب لحظه شماری میکنم که شوهری بگه بیار کتاب بخون برام.

برچسب: بیستون,بیست نت,بیست رپ,بیست,بیست و سی,بیستاک,بیست موزیک,بیست اسپید,بیست و سه سال,بیست انگشت, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 10:05

یه شوهر دارم ... شبای آخر تابستون بود که شام جوجه آماده میکنیم ( جای شما خالی) و میگه ببریم رو پشت بوم درست کنیم.میریم رو پشت بوم.جوجه رو تو منقل درست میکنه ، پشت بوم رو آب پاشی میکنه ، جای آتیشی منقلی درست میکنیم و شب رو با زندگی نامه ی مولانا و کلی بحثای فلسفی به سر میکنیم.و تازه میفهمیم چه جای دنجی داریم رو پشت بوم و بجاش هرشب میریم پارک! و تصمیم میگیریم سال دیگه تابستون بیشتر بریم شاممون رو بالا بخوریم پ.ن: آدم بعضی وقتا اصلا متوجه نمشه چقدر نعمت داره برای استفاده و با ناآگاهی هم روزگار خودش رو سخت میکنه.هم به درستی شکر خداوند رو بجا نمیآره...ادامه مطلب

برچسب: بیست و یک هفتگی بارداری,بیست و یکمین المپیاد دانشجویی,بیست و یک اینچ,بیست و یک,بیست و یکمین کنگره گیاهپزشکی,بیست و یک گرم,بیست و یک سالگی,بیست و یک رمضان,بیست و یکمین کنفرانس توزیع,بیست و یکمین جشنواره فیلم فجر, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 10:05

یه شوهر دارم ...

ماشین لباسشوییمون خراب شده و تعمیرش برامون مقدور نبود. همسری هر بار لباس داشتیم خودش میرفت میشست و اجازه نمیداد من لباس بشورم.


برچسب: سیزده بدر,سیزده,سیزده ساله,سیزده 59,سیزده به در,سیزده هومن سیدی,سیزده فیلم,سیزدهمین المپیاد ورزشی دانشجویان,سیزده یار اوشن,سیزده ۵۹, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 11:27

یه شوهر دارم ...

اولای محرم دلم چای میخواست از خیمه های امام حسین.

انقدر توی شهر گشت تا یه خیمه پیدا کرد و برام چای گرفت.

برچسب: چهارده معصوم,چهاردهمین کنفرانس بین المللی مدیریت,چهاردهمین جشن حافظ,چهاردهی کابل,چهارده روایت قرآن,چهاردهمین کنگره بیوشیمی,چهارده هفتگی بارداری,چهاردهمین کنفرانس آموزش ریاضی,چهاردهمین کنگره تغذیه,چهاردهمین کنفرانس هیدرولیک ایران, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 11:26

یه شوهر دارم ...

بازم خانوادش موجبات ناراحتی شدن.البته من که دیگه ضد ضربه شدم و ناراحت نمیشم.ولی همسری بیچاره کلی معذرت خواهی کرد.

میگه اونی که نا مهربونی میکنه از همه بیشتر احتیاج به محبت داره.تو بدل نگیر.تویی که همیشه محبت میکنی، نشون میدی که درونت پره از مهربونی و محبت...

برچسب: شانزدهمین جشن حافظ,شانزدهمین نمایشگاه صنعت ساختمان,شانزدهمین جشن دنیای تصویر,شانزدهمین اجتماع مدافعان حرم,شانزدهمین جشن حافظ 95,شانزدهمین دوره جشن حافظ,پانزده خرداد,پانزده پسر,شانزدهمین جشن حافظ دانلود,شانزدهمین جشنواره تئاتر عروسکی, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 11:26

یه شوهر دارم ...

میخواستم با مامانش برم یه مراسمی و برگردم.تقریبا چند تا خیابون پایین تر... رفته ی ظرف آب کرده بیاره بریزه پشت سرم که سلامت برگردم! :)

برچسب: سهى المصري,سهراب سپهری,سهير رمزي,سهر الصايغ,سه تار,سهير القيسي,سهراب مرادی,سهل حشيش,سهير البابلي,سهير المرشدي, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 20:45

یه شوهر دارم ... ظهر جمعه میگه امروز عصر میخوام برم بیرون با دوستام تاااااااااااااا شب.هر فکری داری بکن! میگم برو عزیزدلم.خوش بگذره بهت.فقط یکم زودتر بیا که بریم خونه مامانجونت سر بزنیم. میگه بعد تو چیکار میکنی؟ میکم یه عالمه برنامه ریزی کردم برای خودم.کلی کار دارم.بهشون رسیدگی میکنم. ... ساعت 4 : - پس مگه نمیخوای بری؟ - نه 5 میرم. ... ساعت 5 : صدام میکنه و میگه آماده شو بریم بیرون. - پس مگه نمیخوای بری؟ - میرم.حالا بریم بیرون... خلاصه نرفت و با هم رفتیم پارک و کلی شوهری برام حرف زدم و آی من کیف کردم . آی کیف کردم.ادامه مطلب

برچسب: چهارشنبه سوری,چهار قل,چهارشنبه 19 اردیبهشت,چهارسو,چهارشنبه سوری فیلم,چهار شگفت انگیز,چهار محال و بختیاری,چهار مغز,چهارم جولای,چهارخونه, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 20:45

یه شوهر دارم ...

همون جمعه ای که تو پست قبل گفتم، شب با داداشش رفتن بیرون.(فردا میخواد داداشش بره سربازی ، رفت که ببینتش)

منم خدایی دیگه نه غر میکنم و نه ناراحت میشم.کاملا از بیرون رفتناش استقبال میکنم. آخر شب پیام داده و کلی عذر خواهی کرده که تنهام.

برچسب: پنجاه کیلو آلبالو,پنج تا پنج,پنج عصر,پنجره,پنجاه كيلو آلبالو,پنجه بوکس,پنجشنبه,پنج ستاره,پنج کیلومتر تا بهشت,پنجره واحد تجارت فرامرزی, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 20:45

یه شوهر دارم ...

شب ساعت 12 اومده خونه.از اونجایی که ماشین لباسشویی خرابه و کسی وقت نکرده بره تعمیرکار بیاره، سری قبل من لباسا رو شستم با دست.و این سری همسر جان تقبل کردن.و اون موقع شب لباسا رو شستن و انداختن خشک بشه.

منم وقتی اومد کنارم رو تخت ، از عطر دل انگیز تاید بیدار شدم!!!! :))))

برچسب: شش,ششبرك,ششش,شششش,شش ضلعی,شش کلمه,شش پیر,شش سیگما,شش ابر قهرمان,شش کروموزومی, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 20:44

یه شوهر دارم... دیروز همایش رو نمایی از دوتا کتابی بود که من طراحی جلدشون رو کردم.خودمم نمیدونستم که همایش انقدر بزرگه و هردوتا کتاب توی یک روز رونمایی میشه... همسریم نیومد! بهش پیام دادم و گفتم که ناراحت شدم از نیومدنت( آخه از سرکار اومده بود ولی بازم نیومد ). با بغض وحشتناکی همراه مامان و بابا و برادرم رفتیم تالار...بعدش زنگ زد گفت میام الان. ولی من که خیلی ناراحت بودم گفتم الان دیگه نمیخواد که بیای... ولی از همون موقع هی برمیگشتم پشت سرمو نگاه میکردم ببینم نیومده؟ وقتی صدام کردن که برم بالای سن ، هی فکرم این بود که الان همسری اون آخر ایستاده و منو میبینه.دادامه مطلب

برچسب: هفته بازار,هفته دولت,هفته نامه یالثارات,هفت صبح,هفت,هفت سنگ,هفت سین,هفت شهر عشق,هفت تیر,هفته نامه بازار کار, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 20:44

صفحه بندی